چرا همیشه من باید حواسمو جمع کنم؟! - آدامس با طعم کروکودیل
X
تبلیغات
زولا
برای کروکودیلی که درونم رشد کرد!

تا به حال کسی را بلاک نکرده بودم. کلا از این حرکت، وحشتناک بدم میاد؛ مخصوصا وقتی دلیلی برای این کار نداشته باشم و شاید تنها دلیلم این باشد که با او نمی سازم. اما یک نفر توی زندگی من همیشه وقتی می دید به توافق به با هم بودن نمی رسیدیم، می رفت و بلاکم می کرد تا دفعه ی بعد که دلش بهش زور شود و بیاید تا باز ببیند می شود با من به توافق رسید یا نه و باز هم که نمی شد... قضیه همان بود.

این بار که آمد بهم خی لی فشار وارد کرد. خودش هم اذیت شد اما فشار وارد شده به من بصورت تصاعدی زیاد می شد. آخرش هم که به نتیجه های قبل رسیدیم، ازم خواست که دیگه همو بلاک نکنیم و باهم هم کاری نداشته باشیم. من از آنجا که کلا بلاک نکرده بودم بهش گفتم من تاحالا این کار را نکردم ، اینو به خودت بگو.

کربلا که رفتم به رسم ادب همیشگیمان خواستم بهش بگویم اینجا هم یادش هستم. کاری که هر بار جای زیارتی می رفتیم برای هم انجام می دادیم. با بلاک شدنم مواجه شدم خی لی اذیت شدم. و باز یاد این افتادم چند روز دیگه میاد سراغم. مطمئن بودم  از این بابت. با خودم مبارزه کردم و بلاکش کردم . نه فقط توی تلگرام، توی همه ی اپلیکیشن های ارتباطی گوشیم بلاکش کردم. و هی به خودم گوش زد می کنم که یه وقت نری آن بلاک کنیا. برای اون هم اینجوری بهتره. تو باید حواستو جمع کنی.



درد یعنی که نماندن به صلاحش باشد

بگذاری برود! آه....به اصرار خودت


علی صفری


برچسب‌ها: هستی،پس چرا نیستی؟!
+ کروکودیل نوشت  پنج‌شنبه 7 خرداد 1394 21:00  کروکودیل پیر  |  نظرات (3)